X
تبلیغات
حقیقتی که بنای شیطان را ویران میکند
در این وبسایت سعی میشود که با پدیده ای به نام "فراماسون" بیشتر آشنا شویم.
درود.

امروز میخوایم یکی از افسانه های قدیمی و مشهور بین ماسون ها که کم کم به یک قانون میانشون تبدیل شد رو بررسی کنیم.

خب داستان حضرت سلیمان رو به یاد دارید؟ البته ماسون ها به ایشان King Solomon میگن که یعنی ایشان پادشاه بودن نه یک پیامبر و ایشان رو پادشاه واقعی اسراییل میدونن. خب بر طبق افسانه ی ماسون ها قبل از زمانی که حضرت سلیمان با ملکه ی صبا آشنا بشه ایشان تصمیم میگیرن که برای فرماندهی خودشون توی اورشلیم یک کاخ بزرگ بسازن تا شکوه و عظمتشون رو به جهانیان نشون بدن برای همین از یک هنرمند و بنای فوق العاده حرفه ای با نام "هیرام" (Hiram Abiff) برای ساخت این بنا کمک میگیرند. حالا این هیرام کی هستش؟ Marsengill در نوشته ای با نام Legend Of Hiram Abiff اینجوری مینویسه که هیرام پسر یک زن بیوه بود که در اسراییل زندگی میکرده و حضرت سلیمان بخاطر زبردستیش او رو مامور ساخت کاخ خود میکنه. در آن زمان هر بنا به نسبت اهمیت درجه ی خود مبلغی را دریافت میکرد که تنها سه درجه نیز بیشتر وجود نداشت. درجه ی اول استاد بناد بود و درجه ی دوم کمک استاد بود و درجه ی سوم هم کارگر ساده و هر درجه نام رمزی برای خود داشت که در پایان هر روز کاری با بیان آن نام مبلغ حقوق خود رو دریافت میکردند.

یک روز یکی از بناهای درجه پایین میاد پیش هیرام و بهش میگه که کار شما بسیار عالی هستش اما دستمزد ما خیلی کمه و ما میخوایم اسم رمز شما رو بدونیم تا بتونیم مبلغ بیشتری دریافت کنیم. هیرام هم که مرد خیلی خوبی بوده از گفتن کلمه ی رمز خودداری میکنه. مرد هم در جواب میگه اگر رمز رو نگی زندگیت به خطر میفته چون بقیه ی کارگران ساده تصمیم گرفتند شما رو شکنجه کنند تا اسم رمز رو بگید و اگر نگید به قتل خواهید رسید و ... ! خلاصه هیرام توسط این افراد به قتل میرسه و تکه تکه میشه.

بعد از مدتی حضرت سلیمان متوجه غیبت هیرام میشه و 9 نفر از افراد رازدار و امین رو مامور پیدا کردن هیرام میکنه که این افراد دستکش سفید به نشانه ی بی گناهی در دست میکنند و بعد از مدتی جسد تکه تکه شده ی هیرام رو پیدا میکنند و نزد حضرت سلیمان میارن و حضرت سلیمان هم تکه های جسدش رو بهم میچسبونه و هیرام دوباره زنده میشه! (منبع: The Legend of Hiram Abiff, the Lost Word of Masonry, and the Toledoth Jesu )

خب حالا که این افسانه رو فهمیدید باید بدونید که در نشست های رسمی ماسونری افراد حتما باید دستکش سفید به دست کنند! حالا متوجه میشید چرا Mario دستکش سفید دستش بود! چرا Tom And Jerry دستکش سفید داشتند و چرا Sonic هم این قاعده را رعایت میکرد! اگر بگویید این موضوع اتفاقی است واقعا عجیبه! برای مثال Mario یک لوله کش بود و برای یک لوله کش پوشیدن دستکش سفید خیلی خیلی احمقانه است چون در کودکانه ترین طرز فکرها هم این دستکش زود کثیف میشود!

تصمیم گیری با شماست! آیا به نظرتون ما از دوران کودکی بازیچه ی تفکرات Masonic بودیم یا اینکه همه ی اینها تنها افکار غلط است و کاملا اتفاقی هستند؟ درست فکر کنید و تصمیم گیری کنید.


با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد / یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟

آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟ / صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد؟

برای ظهور امام زمان صلوات!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 17:52  توسط Black Shadow | 
درود.

قبل از اینکه وارد بحث شویم میخواهم پاسخ چند نظر را بدهم. برخی دوستان روایتی که از حضرت محمد (ص) در مورد دجال بود را غیر منطقی خواندند. بنده هم همین فکر رو میکنم ولی در چند جا دیدمش اما اگر این روایت را قبول کنیم در نتیجه احکام دین خودمان را زیر سوال میبریم چرا که قرار نیست زمان ظهور حضرت رو کسی جز خودشون و خدا بدونن! در همین راستا بنده میخواستم اون روایت رو حذف کنم ولی این کار رو نکردم و برای این کار هم دلایلی دارم که انشالله بعدا بیان میکنم. پس زیاد روی اون روایت حساب نمیشه کرد.

اما برخی دوستان گفتند که چرا اینقدر بحث ها پیش پا افتاده و ابتدایی هست. برای همین بنده قصد دارم امروز یک بحث بسیار بسیار مهم رو مطرح کنم که در مورد این هست که چرا این روزها در کشورمان به "کوروش کبیر" اهمیت داده میشه و یا چرا برخی مسئولین حرف از "جمهوری ایرانی" میزنند و اصلا این حرفها از کجا شکل میگیره. پس خواهش میکنم این بحث رو با دقت دنبال کنید.

برای شروع بحث اول یک جمله از توماس فردمن تحلیلگر سیاسی آمریکا نقل میکنیم که می گوید:
"جنگ با این دشمن(اسلام)با ارتش ممکن نیست بلکه باید در مدارس ،مساجد،و کلیسا ها و معابد به رویارویی با آن پرداخت و این راه جز با همکاری روحانیون ،کشیشان و راهبان نمی توان به پیروزی دست یافت."

مدتی است که خیلی از افراد متوجه شدند که دیگر در پشت پرده ی هر رویدادی چیزی به نام "اتفاقی بودن" وجود ندارد. بگذارید به شما بگویم که چرا اینقدر تحقیقات در مورد سیاست های شاید عجیب برخی دیدگاه ها زیاد شده. شما این مقاله را میخوانید چون چیزی را احساس میکنید. چیزی را میدانید اما نمیتوانید دقیقا آن را توضیح دهید و در تمام طول زندگی وجودش را احساس میکنید. یک جای کار این جهان میلنگد اما شما نمیدانید دقیقا آن چه هست! مانند خورده شیشه ای در ذهن شما فرو میرود و همین حس است که باعث میشود شما دست به تحقیق در مورد آن بزنید و حال به این مطلب رسیدید. قبل از شروع باید به عنوان مقدمه بگویم که هدف من از نوشتن این مطلب اصلا آن نیست که بگویم شخصیت های بزرگ کشورمان مانند کوروش کبیر افرادی با دیدگاه های شیطانی بوده اند. به هیچ وجه چنین نیست بلکه من میخواهم بگویم که دشمن تا چه حد از تعصب ها و عشق ملی ما به این افراد بزرگ سوء استفاده میکند و با استفاده از همین نقطه ضعف ها قصد چه صدمات اساسی به ما را دارد. پس بحث اصلی را آغاز میکنیم.


بگذارید از همین اول کمی با هم صادقانه صحبت کنیم. تا کنون فکر کرده اید که چرا همیشه در دیدگاه صهيونيست ها و ماسون ها و یهودی ها مرگ خوب است اما برای همسایه؟ چرا وقتی به کشور هایی مانند ایران که میرسد برنامه ریزی ها و هدایت های خود را برای فتنه ها به گونه ای شکل میدهند که ملت صحبت از "جمهوری ایرانی" به جای "جمهوری اسلامی" بکنند اما وقتی پای خودشان در اسراییل میان می آید میگویند ما "ملت یهود" هستیم! اگر ایدئولوژی روشن فکرانشان آنقدر که میگویند زیباست پس چرا برای کشور های دیگر سعی میکنن تعصب ملی را در مقابل تعصب دینی بگذارند؟

ما مردمان ایران چه بخواهیم قبول کنیم و چه نخواهیم افرادی هستیم که به تاریخچه و گذشته ی خود بسیار میبالیم. هرچند وقت که بحثی پیش می آید و میخواهیم به اصطلاح خود را در چشم دیگر کشوران بزرگ کنیم حرف از شجره و پادشاهان و تاریخچه و ... میزنیم. این یک حقیقت است که همیشه دشمن از نقطه ای به شما ضربه میزند که از همه جا بیشتر به آن اطمینان دارید و آن را امنتر میدانید. فراماسونری در ابتدای ورود خود مذهب و دین را در ایران مقابل پیشرفت خود میدید و به عبارت ساده تر هرجا دین باشند شیطان نمیتواند حکمرانی کند پس برنامه ریزی های اساسی خود را شروع کردند و چه چیزی بهتر از آنکه مردم ایران را بین ایرانی بودن و اسلامی بودن قرار دهند چون تجربه ثابت کرده بود که در ایران آمادگی مردم برای آرﻛﺎﻳﯿﺴﻢ یا باستان گرایی کافی است.

عبدالله شهبازي در مطلبی تحت عنوان تاريخ وتاريخ نگاري جديد در ايران اینچنین مینویسد:

" اگر توجه كنيم، مي بينيم كه موج آريايي گرايي از دهه 1870 ميلادي درايران ايجاد شد. سرآغاز اين موج آثار ميرزا فتحعلي آخوندزاده است و آثاري چون «نژادنامه» رضاقلي خان هدايت و «نامه خسروان» شاهزاده جلال الدين ميرزا و «فرهنگ انجمن آراي ناصري»(كه همگي از آثار برجسته ماسوني هستند)... (اينها) يك ايدئولوژي جديد مي سازد كه شاخص آن ايجاد تضاد ميان دودوره از تاريخ ايران است: ايران باستان و ايران اسلامي. ايران باستان را در اوج درخشش و عظمت قرار مي دهد و ظهور اسلام را سرآغاز انحطاط ايران و حضوراسلام را علت العلل همه بدبختي ها عنوان مي كند. و در نهايت يك پيام مسيحايي دارد: «اعاده مجد و عظمت كيان«! اين همان ايدئولوژي است كه براي ما رضاشاه را به ارمغان آورد. به عبارت ديگر، اگر كسي بخواهد منشاء نظري و فرهنگي كودتاي 1299و صعود سلطنت پهلوي را رديابي كند بايد به دهه 1870 ميلادي و به دنبال موج آريايي گرايي جهاني و شاخه ايراني آن برود. اين موج به ا يران اختصاص نداشت..."  (منبع: گفت و گو با عبدالله شهبازي- تاريخ و تاريخ نگاري جديد در ايران ـ روزنامه ايران ـ بهمن 1376)

خب این حرفها تنها مقدمه ای برای موضوع مهمی بود که قرار است در مورد آن بحث کنیم. چرا ماسون ها اینقدر قصد دارند تا اهمیت کوروش کبیر را نزد مردم ایران بالا ببرند؟ آیا قبل از هخامنشیان تاریخ ایران همان طور که برخی نشان میدهند خالی بود؟ خوشبختانه باید بگویم یک نگاه کوچک به شهر سوخته سیستان نشان میدهد که حدود ششصد سال قبل از ظهور هخامنشیان ما شهرنشینی بسیار پیشرفته را داشتیم. اما دلیل اهمیت کوروش در چیست؟ بگذارید ببینیم آیا کوروش با یهودیان رابطه ای داشته است یا خیر پس بهتر است در تاریخ جزئی تر نگاه کنیم.

در سال 586 ق.م بخت النصر پادشاه اشوری بابل اورشلیم ( اورخالم ) را تصرف کرد و معبد سلیمان را ویران ساخت و شروع به کشتار یهودیان و ظلم ستم به آنها کرد. بعد از آن هزاران نفر از اقوام مختلف یهود را به اسارت گرفت و به بابل کوچ داد.

در کتاب اشعیا نبی  بسیار در مورد فردی که یهودیان را از ظلم و ستم نجات میدهد حرف زده شده به عنوان مثال باب 41 آن آمده است:

" سخنان مرا بشنوید کسی از مشرق می اید کسی را که همه او را مرد خدا  می دانند (منظور کوروش)؟ کجاست که او قدم ننهد؟ خداوند ملل را به اطاعت او در اورد و شاهان را به پای او افکند خداوند شمشیرهای انان را در مقابل او خاک وکمانهای انان را کاه کرد کسی که از شمال بر انگیختم، او از طلوع افتاب اسم مرا میستاید او ظالمان را لگد مال میکند چنان که خاک را برای ساختن اجر لگد میزنند و چنان که کوزه گر گل کوره را در هم میفشارد این است بنده مقرب من که دست او را گرفته ام برگزیده من که روح من نسبت به او با عنایت است من نفس خود را به او دادم و او راستی را برای مردمان اورد او داد انها ا براستی بستاند خسته نشود ونرود تا انکه عدالت را بر روی زمین بر قرار کند..."

در واقع بعد از آنکه کوروش ظهور کرد و بابل را فتح کرد پیامی به بدین مضمون صادر نمود که یهودیانی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند به خانه ی خود بازگردند و خانه ی خداوند یکتا که " یهوه" نام داشت را بنا کنند و کوروش نیز مانند آنها یکتا پرست است پس از آنان تا هنگامی که زنده است حمایت خواهد کرد و ... .

پس شاید علت اصلی اهمیت کوروش را برای ماسون ها فهمیده باشیم چون او کسی بود که یهودیان را از شر بخت النصر نجات داد و شرایط پیشرفت را برای آنها آماده ساخت پس چه کسی بهتر از کوروش که با استفاده از او سیاست های پلید خود را جاری سازند. برای همین است که تاریخ قبل از کوروش را در ایران چنان بی اهمیت نشان میدهند که گویا هیچ تمدنی در آن نبوده. دلیل اصلی این است که ما وقتی به نام کوروش میرسیم نا خود آگاه قبول کنیم که مبدا تاریخ و تمدن ما با آزاد سازی یهودیان همراه بوده! هرچه باشد او کسی بود که کتبه حقوق بشر را نوشت و ایرانی ها باید روی او بسیار حساس باشند پس با کمی آماده سازی میتوانند با استفاده از این مرد بزرگ ایرانی سیاست مقابله دین و ملیت را عملی کنند.

و در انتها یکی از نوشته های احمد زید آبادی را در زیر مینویسیم تا شاید متوجه شویم که این سیاست تا چه حد جدی است :

" ملي گرايي حتي در شكل بسيار معتدل و معقول آن، كه همانا اصالت دادن به منافع ملت ـ دولت است، در بنياد خود، مرامي سكولار است و با فهم هاي ديني متعارف سازگار نمي افتد...همه ما مي دانيم كه دين اسلام برمفهوم امت تكيه دارد و منظور از آن نيز مردماني اند كه باور و ايمان مشترك دارند، صرف نظر از آنكه در كدام نقطه از جغرافيا زندگي مي كنند. ملي گرايي اما برمفهوم ملت استوار است و منظور از آن افرادي اند كه در چارچوب يك واحد سياسي و جغرافيايي مشخص زندگي مي كنند، بي توجه به اينكه چه باور و ايماني دارند. با اين حساب، نظام ترجيحات دين گرايي و ملي گرايي با يكديگر متفاوت است و به دو راه مختلف رهنمون مي شوند...واقعيت اين است كه بنيادهاي ملي گرايي بر اصول و ارزش هاي عصر تجدد بنا شده است و نمي توان آن بنيادها را پذيرفت و ماهيت عرفي آنها را ناديده گرفت و يا به گونه قدسي تفسير كرد...به هرحال اظهار دين گرايي (نه تدين) باورمندان به ملي گرايي تناقض آميز به نظر مي رسد و اظهار ملي گرايي دين گرايان هم يك تناقض آشكار است." (منبع: احمد زيد آبادي ـ دين گرايان، ملي گرايان)

با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد / یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟

آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟ / صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد؟

تعجیل در ظهور حضرت مهدی صلوات!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 0:24  توسط Black Shadow | 
درود.

بگذارید برای شروع به فیلم Matrix رجوع کنیم و به گفتگوی دو کارکتر اصلی فیلم در مورد دنیای Matrix  دقت کنیم:

" در تمام اطراف ما وجود داره حتی همین الان توی همین اتاق. میتونی اون رو ببینی وقتی از پنجره بیرون رو نگاه میکنی یا وقتی تلویزیون رو نگاه میکنی. میتونی حسش کنی وقتی سر کار میری... وقتی به کلیسا میری و یا وقتی مالیات هات رو پرداخت میکنی. اون جهانی هست که روی چشمت کشیده شده تا نتونی حقیقت رو ببینی. این حقیقت رو که تو یه برده ای! اینکه تو هم مثله بقیه یه برده به دنیا اومدی . توی زندانی که نه میتونی اون رو بو کنی و نه بچشی و نه لمس کنی! زندانی برای ذهنت... ! "

هیچ کس کاری نمیکند جز آنکه آنها بخواهند. اطاعت بی چون و چرا خواست آن هاست پس ... به نظم نوین جهانی خوش آمدید!


New World Order یک پروژه ی بسیار بسیار بزرگ و شاید بتوان گفت هدف نهایی ماسون ها برای اداره و حکومت بر جهان است، جهانی که از دیدگاه ماسون ها قرار نیست دینی در آن وجود داشته باشد. میدانید که ماسون ها در تمامی کارهای خود سعی میکنند به شکلی خداوند را یا انکار کنند و یا آن را به مبارزه بطلبند. افرادی که معناگرایی اعداد مقدس ماسون ها را میدانند حتما متوجه هستند که برای مثال عدد 911 در معناگرایی اعداد مقدس یعنی هیچ خدایی وجود ندارد! آیا این نظم نوین جهانی را میتوان یک جور سکولاریزه کردن جهان دانست؟ جواب آن بدون هیچ شکی "بلی" است! از همان ابتدا برای پیشبرد اهداف ماسون ها در نقاط مختلف جهان مشکل جدی با نام "ادیان" وجود داشتند که همیشه دردسر ساز میشدند. هر جا دین وجود داشت بسته به میزان فرمانبری آن مردم از دین خود راه پیشبرد کارها نیز سخت تر میشد پس ماسون ها برای پیشروی کردن باید بنیان ادیان را در جهان خشک میکردند و این کار راهی بود که آنها میتوانستند به جهان جدید خود برسند پس طرح "دین نوین جهانی" را در دست بررسی گذاشتند!

بگذارید کمی بیشتر دقت کنیم. اگر ماسون ها بخواهند از مردمان جهان به یکباره دین آنها را بگیرند که همه متوجه ی نقشه ی آنها میشوند و به مبارزه برمیخیزند پس باید یک راه بهتر را بررسی کرد و آن چیزی است که از مدت ها پیش بررسی میشد. انیمیشن والت دیسنی که Phantasia نام داشت به طور بسیار واضح این موضوع را نشان میدهد و آن را "مسموم کردن روح" میخواند! این مسموم کردن روح یا فرهنگ سازی برای پذیرش بی دینی مدت هاست که در دست کار ماسون ها است، از انیمیشن کودکان گرفته تا فیلم های بزرگسالان مانند فیلم پر فروش "آواتار" که در آن آیین "کابالا" به طرز فاحشی مطرح بود!

در واقع برای سکولاریزه کردن جهان و گرفتن ادیان اول باید یک سری تغییرات در این ادیان بوجود آورند تا به صورت خود به خود از معنای واقعی که دارند خارج شوند و بر طبق تحقیقاتی که تا کنون شده در این دین نوین جهانی موارد زیر مطرح هستند:

   1. جهان یک مجموعه واحد وهماهنگ است و من جزئی از این مجموعه هستم.

   2. یک روح مقدس در همه اجزا جهان جریان دارد.

   3. اجزای جهان اعم از درختان، دریاها و خشکی ها، حیوانات و عناصر گوناگون روح مقدس جهان را در خود دارند و تعادل خود را از آن روح کسب می کنند. به دیگر عبارت روح مقدس ساری در اجزا جهان، تعادل و هماهنگی جهان را تضمین می کند.

   4. روح مقدس جهان در وجود تک تک انسان ها نیز حضور دارد.

   5. روح مقدس جهان وجود متشخص ندارد. او شعور مطلقی است که در جهان جاری است. او نمی شنود و متأثر نمی شود. نقش او ایجاد تعادل است. چه درخواستی باشد و چه نباشد تعادل انجام می شود. عشق و نفرت که از مظاهر تأثر است در او راه ندارد. آنچه مهم است تعادل است.

   6. روح مقدس آهنگ هستی را می نوازد و حرکت اجزا جهان اعم از همه جانداران، رقص و توازنی متناسب با آهنگ نواخته شده از سوی اوست.

   7. راز سعادت انسان هماهنگ شدن با ملودی طبیعت ذی شعور است. شناخت طبیعت و همراه شدن با آن کلید خوشبختی است. انسان در صورت هماهنگی با طبیعت و نظم موسیقائی جهان پس از مرگ نزد روح مقدس باز می گردد، چرا که جان او ودیعه ای از جانب اوست. جانِ رفته، در چرخه تکرار شونده هستی در کالبدی جدید به جهان و طبیعت باز می گردد. این چرخه همواره ادامه دارد. حیات در پس حیات است و جاودانگی حق مسلم همه است.

   8. روح مقدس تعادل را تضمین می کند. گاهی برای تعادل لازم است روح مقدس متشخص شود و در کالبدی طبیعی حلول کند تا با آموزش دیگر انسان ها ضامن بقاء تعادل در جهان باشد.

   9. هر انسانی روح مقدس را تنها باید در وجود خود جستجو کند. بیرون از او راهی به سوی شنیدن ملودی جهان نیست. روح مقدس حلول یافته در انسان های خاص نیز جز آنکه انسان های دیگر را متوجه درون خود کند وظیفه ای ندارد. همه از درون موسیقی جهان را می شنوند و باید با آن به رقص در آیند تا بازگشتشان به جهان و طبیعت تضمین شود. این چرخه بخشی از تعادل است.

   10. هماهنگی و تعادل با طبیعت سلامت کالبد را به همراه دارد. نوید به فرادرمانی، انرژی درمانی، خوددرمانی و سلامت جسم و کالبد نیز از آموزه‏های این دین نوین جهانی است.

در موارد بالا اگر دقت کنید مفاهیم بنیادینی مانند " روح مقدس، تعادل، تناسخ، دریافت درونی موسیقی هستی، ستایش و هماهنگی با طبیعت و در نهایت مفهوم تجسد" به وضوح تکرار شده است. این نظم نوین جهانی را اگر به عربی ترجمه کنیم میشود  "النظام العالمی الدنیوی" که معنی آن میشود آیین معابد جدید دنیوی پس این نظام جدید بر پایه مادی گرایی است و باز هم یعنی خدایی وجود ندارد. پس برای همین است که این روز ها ماجرای big Bang اینقدر مهم شده است و بارها تکرار میشود!

 جالب است که بدانید هم اکنون در تهران و سایر شهرستان های ایران نیز این مضامین آغاز به معرفی کرده اند. دشمن کار خود را به سرعت آغاز کرده و در این امر کوچکترین وقفه ای نخواهد داشت. عرفان های نو ظهوری مانند قانونیان، انرژی درمانی، عرفان حلقه، انجمن اکنکار، دوره عملی عرفان سرخپوستی، آموزش ایلیایی، فالون دافا، کلاسهای بودا شناسی تکمیلی در ماکو، فرادرمانی و بسیاری جریان ها و دوره های مشابه در تهران به وضوح به چشم میخورند!

با توجه به تمام این حرف ها حالا وقت آن است که برای مقابله بیدار شویم و ما از ماهیت دین خود دفاع کنیم. وقت آگاه سازی و بیدار کردن مردم فرا رسیده است و دشمن از کوچکترین نقطه ضعف های ما بزرگترین ضربات را به ما خواهد زد پس دیگر زمانی برای از دست دادن وجود نخواهد داشت و همه باید به فکر مقابله باشیم.



ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری / کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی / ای آنکه در حجابت دریای نور داری . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 20:42  توسط Black Shadow | 
درود.

مدت زیادی از راه اندازی این وبلاگ نگذشته و امیدوارم که تونسته باشم با بیان ساده برخی مفاهیم و آشنایی ها با دیدگاه شیطانی "ماسون" به شما داده باشم. حتما میدونید که اصلی ترین هدف ماسون ها آماده سازی و ظهور "دجال" یا "ضد مسیح" یا "شیطان یک چشم" است. خب حالا بذارید ببینیم که این دجال کی هستش. میخوام اول از همه ببینیم معنی لغوی دجال از کجا میاد.

توی زبان عربی کلمات ریشه ای داره که شما با بررسی ریشه ی کلمات میتونید بفهمید که اون ها از چه حوزه ای اومدن و معنای بنیادین اونها چیه. کلمه ی دجال کلمه ای بود که وقتی یه شتر بیماری کچلی میگرفت عرب ها از این کلمه استفاده میکردند. اونها برای علاج این بیماری روی اون ها قیر میریختند و از لغت "یدجل" استفاده میکردند. حالا وقتی قیر روی شتر ریخته میشد آیا بیماریش خوب میشد؟ نه ... این کار رو عرب ها برای این میکردند که شما نتونید متوجه بشید این شتر بیماری کچلی داره چون قیر مانع از فهمیدن این موضوع میشد و یه جورایی دیگران رو گول میزد. حالا متوجه میشید دجال معنی لغویش یعنی چی؟ دقیقا همین معنی رو میده. اون روی بیماری ها و نقوص روکشی مثله قیر میکشه تا شما نتونید این عیب ها رو ببینید و همه چیز خوب به نظر بیاد. حالا کمی دقت کنید تا ببینید هدف دجال رو واقعا باور کردید یا نه؟ سعی بر اینکه به شما بقبولونه خدایی وجود نداره همه ی لذت ها تنها برای همین جهان هست و بس. اون همه چیز خوب رو بد و چیزهای بد رو خوب نشون میده. دوستان حالا متوجه میشید که چرا به دجال "مسیح دروغین" هم میگن؟ چون اون میخواد هویت حضرت مسیح رو جعل کنه و با این کار اهداف خودش رو پیش ببره.

خب بذارید یک روایت از دین اسلام براتون بیارم تا کمی در این باب ازش استفاده کنیم.

"  در هنگام ظهور منجی حق فردی پیدایش میشود که با دروغ پردازی و نیرنگ عده ای را فریب میدهد و به دور خود جمع میکند و با سپاهش به همه جا غیر از مکه و مدینه پا میگذارد. وی بسیار پلید و زشت رو است و از سحر و جادو و تردستی نیز آگاهی دارد.

در وصف دجال چنین امده است:


او صورتی آبله رو دارد و چشم راستش مسخ شده ((چشم راست ندارد)) و چشم دیگرش میان پیشانیش قرار گرفته و گویی که با خونش در امیخته است و مانند خورشید می درخشد و میانش نوشته است کافر ((به طوری که هر با سواد و بی سوادی انرا می خواند))،او مرده را زنده میکند، به اسمان فرمان می دهد که ببار و آسمان می بارد و به زمین دستور میدهد که برویان و زمین نیز درخت و گل می رویاند. وارد دریاها می شود و زمین زیر پایش می پیچد. او با قاطری خاکستری رنگ ، می اید که یک پایش میلنگد و هر گامش ۲۰ میل است و هر کجا که سُمش را بگذارد تا قیامت در انجا گیاه نمی روید.زمین گنج هایش را برای او اشکار می کند و او هنگامی  می اید که جهان گرفتار قحطی شدیدی است، همیشه کوهی از نان و نهری از اب به دنبالش است و بهشت و جهنمی همراه اوست و ...  .


او دائم فریاد می زند به طوری که هر جن و انسی انرا می شنود و می گوید:من پروردگار شما هستم روزی شما را افریده ام و حال به سوی من بیایید. 


خب دوستان توی روایتی که خوندید نوشته شده که دجال چشم سمت راستش رو از دست داده و چشم راستش هم روی پیشونیش هست و میدرخشه... حالا متوجه میشید که چرا "تک چشم" علامت ماسون هاست؟ حالا متوجه شدید که چرا تک چشم میدرخشه؟


حالا بذارید ببینیم که حضرت محمد (ص) در مورد ظهور دجال چه نشانه هایی به ما داده است؟ حضرت محمد (ص) بارها در سخنانشان در مورد دجال اشاراتی داشته اند که یکی از مهمترین اشاراتشون به شرح زیر است:

وقتی دجال در روی زمین انتشار پیدا کند چهل روز زندگی خواهد کرد و قبل از این چهل رو او به مدت یک روز که برابر با یک سال است و یک روز که مساوی با یک ماه است و یک روز که مساوی با یک هفته است در زمین خواهد بود. وقتی دجال در روز بود که برابر یک سال است مرکز فرماندهی او بریتانیا خواهد بود. وقتی در روزی است که برابر یک ماه است مرکز او ایالات متحده خواهد بود و سرانجام وقتی به روزی که برابر یک هفته است میرسد او به خانه ی خود یعنی "سرزمین مقدس" باز میگردد!

خب در مورد بالا چهل روز دجال مانند انسان های دیگر عمر میکند ولی قبل آن یک عمر طولانی خواهد داشت... پس چگونه ما تا کنون متوجه ی وجود دجال نشده ایم؟ آیا او واقعا قبلا ظهور کرده؟ خب گفته شد که دجال در بریتانیا بود... حکومت بریتانیا به سال 900 باز میگردد. خب ما توی اسلام داریم که یک سال اخروی برابر با 1000 سال دنیوی هستش پس داریم:

1900=900+1000

توی سال 1917 آمریکا به طور رسمی وارد جنگ جهانی شدش و این قدمی بود برای تبدیل شدن به یک ابر قدرت جهانی جدید. پس از اونجا دجال یک روز برابر یک ماه حکئمت کرد پس اگر قرار باشه یک سال برابر 1000 سال باشه برای محاسبه ی یک ماه میشه 1000/12 که میشه 83 سال ! حالا با توجه به این موضوع داریم:

2000=83+1917

خب توی سال 2000 چه اتفاق مهمی افتاد؟ جرج بوش به ریاست جمهوری آمریکا رسید و از طرفی با ریاست وی حمایت آمریکا از اسراییل بیش از پیش شد. حالا دجال به اندازه ی یک روز برابر یک هفته توی اسراییل حکومتش رو آغاز کرد. با توجه به فرمول قبل یک روز برابر یک هفته میشه 83/4 که میشه 21 سال... یعنی اسراییل تا سال 2021 مهمان دجال خواهد بود و بعد از اون وارد 40 روز زندگی معمولی میشه.

دوستان عزیز هیچ چیزی معنی تصادفی نداره. اینجا همه چیز معنی خاصی داره و همه چیز از پیش برنامه ریزی شده است. ما در آینده خواهیم دید که چگونه این افراد با هرم قدرت خود تمام دنیا را در زیر کنترل خود قرار داده اند.

ورق های توسل گشته دسته  / و انگشتانمان هم پینه بسته

فقط از تو سرودیم و نگفتیم  / که از اعمالمان هستی تو خسته . . .

جهت تعجیل در ظهور امام زمان صلوات.


موفق و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 16:58  توسط Black Shadow | 
درود.

بیاید پیش از اینکه خیلی پیش بریم یک سری مسایل رو دقیق بررسی کنیم. من خیلی ناراحت میشم از اینکه برخی دوستان فکر میکنند خداوند نیازمند این حرکات ما هست و یا به عبارتی با عبادت نکردن ما و یا بدتر از اون عبادت شیطان و گمراهی آشکار خداوند از خداوندی خودش کناره گیری میکنه! امروز یه پیام خصوصی دریافت کردم که خیلی در نوع خودش جالب و تاسف برانگیز بود. دوست عزیزی که خودتون رو با عنوان "جوجه بسیجی" معرفی کردید باید بگم که اگه قرآن رو میخوندید متوجه میشدید در جایی از اون به وضوح گفته شده که اگر تمامی انسان ها و جنیان و ... با هم ملحق شوند تا معصیت کنند و از خدا دوری کنند، آنگاه خداوند "ذره ای از ارزش و اقتدارش" کاسته نخواهد شد و اگر هم تمام جنیان و انسان ها ملحق شوند تا لحظه لحظه ی زندگی خودشون رو وقف پرستش و عبادت خداوند کنند، آنگاه ذره ای از ارزش به حکومت و اقتدار خداوند افزوده نخواهد شد. معنی این آیه چیه؟ یعنی خداوند نیازمند ما نیست بلکه ما هستیم که نیازمند خداییم!

دوستان عزیزی که این وبلاگ رو میخونید در جریان باشید که من از همون اول گفتم نمیخوام دیدگاه خودتون رو به کل پاک کنید. گفتم نظریه های خودتون رو بذارید گوشه ای و با دید باز این مطالب رو بخونید بعد مقایسه کنید!

دوستان عزیز متنفرم از اینکه بهتون بگم لحظه به لحظه از ساده نگری ما افرادی هستند که دارن سوء استفاده میکنند. افرادی هستند که دارن مدیریت جهان رو طوری در دست میگیرند که ما فقط نقطه ی کوچیک و بی ارزش این بازی بشیم. کمی به خودتون بیاید و اینقدر فکر نکنید که همه چیزی که میدونید حقیقت داره. اینقدر نگید همه ی این حرفا تنها خرافات و تصادفات کاملا بی معنی هست. والله هیچ چیزی به نام اتفاقی بودن در مدیریت اینها وجود نداره. ساده اندیشی رو کنار بذارید و چند دقیقه فکر کنید اگر اینا درست باشه چی؟ من به خدا قسم توی این وبلاگ اینقدر براتون دلیل و مدرک و عکس و ... میارم تا اشباء بشید!

دوستان عزیز تحقیق ها بسیار زیادی صورت گرفته. وقتی پای اسلام در میان است خیلی ها میگن اصلا اسلام دینی نیست که نیاز به تحقیق برای پذیرش داشته باشه اما من میگم که این حرف از پایه غلط هست. خیلی از ادیان از کسانی که بهشون ایمان دارن میخوان که چشم بسته یا با قبول برخی دروغ ها آن را باور کنن اما اسلام اینطور نیست. شما از هر منبع "آگاه" که میتونید در مورد اسلام تحقیق کنید و به خدا قسم ذره ای ترس توی دل هیچ کس نیست که از تحقیق کسی چیز بدی از اسلام در میاد چون این دین از هر جهت کامله و این رو با غرور کامل میگم چون خودم کسی بودم که برای انتخابش این کار رو کردم. من توی خیلی از دین های دیگه هم تحقیق کردم و باورتون نمیشه نتیجه ی این تحقیق ها چی بود؟ باورتون نمیشه خیلی از آیین ها و مناسک مختلف تا چه اندازه میتونن روی زندگی مردم تاثیر گذار باشن! بنابر این وقتی این مسائل رو روی اسلام مورد بررسی قرار میدیم نه تنها از ارزش اون چیزی کم نمیشه بلکه احترام بیشتری از صمیم قلب براش قائل میشیم. پس برای مثال وقتی شما به مکه میرید و هفت بار دور کعبه میچرخید معنیش این نیست که دارید یک تکه سنگ یا کعبه رو میپرستید بلکه کعبه صرفا نقطه ی کانونی هست که مسلمانا باید انرژی و عبادات خودشون رو به سمت آن متحد و متمرکز کنند اون هم از طریق اعمالی که در واقع عبادت و پرستش خداست! حالا اینکه وقتی شما هفت بار دور خونه ی خدا و بر خلاف عقربه های ساعت میچرخید این معنی رو نمیده که شما میخواید خودتون رو از محدودیت زمان آزاد کنید. قراره که بحث علمی کنیم! ثابت شده نقات مختلف زمین انرژی های متفاوتی دارند و باید قبول کنید که خود بدن انسان هم از محیط اطراف انرژی میگیره. توی علوم خاصی به انرژی روحی درون بدن که با حرکات خاص جسمی تقویت میشه "چاکرا" گفته میشه! دوستانی که مانگا و انیمه "ناروتو" میبینن کاملا متوجه ی منظور من میشن! حالا گفتیم جاهای مختلف زمین انرژی مختلفی داره اما جالبه بدونید که کعبه بیشتری مقدار انرژی مثبت در کل کره ی زمین رو داراست و از اون جالب تر اینه که بدونید گردش این انرژی بر خلاف عقربه های ساعته یعنی شما با جرخیدن در جهت این انرژی روح خودتون رو تعالی میبخشید!

از بحث اصلیمون دور نشیم. میخوایم امروز در مورد یکی از نماد گرایی های اعداد که برخی به اون "معناشناسی اعداد مقدس" میگویند آشنا بشیم. ما افراد عادی معمولا با زبان عادی که دیگران حرف میزنند صحبت میکنیم ولی افرادی که اینچنین نماد گرا و رمز آلود هستند هرگز اینچنین صحبت نمیکنند پس از زبان های متفاوت استفاده میکنند و فراموش هم نکنید که اصل دیدگاه های اینها از مصر اومده که خط مصری هم به نمادی بودن معروفه! میخوایم ببینیم معنی عدد 911 چیه؟ بذارید یک بار برای همیشه این موضوع رو روشن کنیم:


توی معناشناسی اعداد مقدس آنها یک عدد داریم که معنای کمال و نهایت یعنی خدا رو میرسونه و اون عدد "10" هستش! عدد 11 یک مرحله بالاتر از خداست! 101 هم بالاتر از خدا معنی میده! حالا معنی 911 چیه؟ بذارید اینجوری ببینیمش:

9/11

خب این یعنی چی؟ یعنی عدد 10 حذف شده! به زبان خیلی ساده تر باید بگم که این یعنی خدایی وجود نداره! این اصلا اتفاقی نیست! عدد 9 در این دیدگاه معنی کاملا خاصی داره که فعلا به اون نمیپردازیم و رسید به عدد 11 بدون طی کردن عدد 10 که نماد خداست نهایت جنگ طلبی و مخالفت با خداست! حالا بذارید ببنیم این عدد واقعا استفاده ای داره یا نه؟! گوشی موبایل خودتون رو همین الان بردارید و به شماره 911 تماس بگیرید!  Emergency Call یا تماس اضطراری با این شماره صورت میگیره و خیلی جالبه که توی ایران هم این اتفاق میفته بدون توجه به معنی و فلسفه ی این عدد! چه چیز این بد به نظر میرسه؟ در نگاه اول هیچی... ! این شماره برای مواقع اضطراری هست که مردم نیاز به تماس دارند و معمولا آخرین راهی هست که به نظرشون میرسه پس با تماس گرفتن به کمک این افراد خواهند آمد. هیچ دین یا فرد عاقلی نمیگه که این کار بد هستش اما چیزی اینجاست که نمیتوان از آن گذشت. شیطنت این افراد و نماد گرایی اونها خیلی فراتر از این است که بخواهند همینجوری به کسی کمک کنند. دقت کنید که وقتی شما نیاز به کمک دارید باید گوشی رو بردارید و با شماره ی 911 تماس بگیرید که در معناشناسی اعداد یعنی کنار گذاشتن خدا! یعنی آخرین و اولین امید شما دیگه خدای نیست!

حالا بذارید ببینیم این 911 دیگه کجا مطرح هستش؟ حادثه ی 11 سپتامبر رو به خاطر دارید؟ حادثه ای که در تاریخ 9/11 اتفاق افتاد! حادثه ی 11 سپتامبر به چهار دلیل از قبل برنامه ریزی شده بود حالا شما میخواید باور کنید و میخواید بگیر بنده یه دیوانه هستم:


1- توی تاریخ 9/11 اتفاق افتاد که نشونه مبارزه طلبی با خدا باشه که بگه شیطان هر کاری بخواد انجام میده و خدایی وجود نداشته و نداره!

2- اشاره ی کاملا واضحی به کعبه داشت چون نقشه و طرح طوری برنامه ریزی شده بود که تقلیدی باشه از ویرانی کعبه. در این مورد بعدا کاملا توضیح میدم تا به طور دقیق متوجه ی این حرف بشید.

3- قصد داشتن یک بحران بسیار بزرگ جهانی درست کنند تا با گل آلود کردن آب ماهی بزرگی به نام "نظم نوین جهانی" یا "New World Order" رو بگیرند. تمام تحلیلگران موافق این موضوع هستند که یکی از اصلیترین اهداف ماسون ها اعلام این نظم نوین جهانی است. این موضوع رو بخاطر داشته باشید که در آینده انشالله با اون حسابی کار داریم.

4- برای ایجاد یکی از تاریک ترین دروازه های ستاره روی زمین. این یکی رو تا همینجا بدونید و الان بهش فکر نکنید چون الان میتونه براتون بی معنی باشه ولی وقتی بحثش افتاد حتما متوجه ی معنی اون میشید! کمی صبر داشته باشید.

وقتی با مناسک و ماهیت این دیدگاه آشنا بشید متوجه خواهید شد که برای این افراد نمادگرا درست و دقیق بودن همه چیز بسیار مهم است. به یاد داشته باشید اگر قصد دارید از شیطانی بودن چیزی مطمئن بشید حتما هر چیزی رو در نهایت منطق و معنا کنار هم بذارید تا مطمئن بشید به حقیقت رسیدید. این یعنی یک عدد میتونه معنای خاصی داشته باشه، یک شکل میتونه معنای خاصی داشته باشه، یک حادثه میتونه معنای خاصی داشته باشه وقتی تمام تکه های این پازل کنار هم قرار بگیرند پاسخ مشخص میشود.

در مورد ماجرای 11 سپتامبر در آینده به طور کامل بحث میکنیم و اینقدر عکس و دلیل میارم که انشالله بتونم شما رو متقاعد کنم.

خب دوستان عزیزم شما الان با یکی از اعداد نمادی در بین ماسون ها آشنا شدید.... 911 یعنی یه جورایی خدایی در کار نیست یا اگر بخوایم کمی لطیف تر معنی کنیم میشه گفت معنیش اینه که خدا هست ولی یک دشمن اجدادیه ما هست و باید هرجور شده باهاش مخالفت کنیم چه این مخالفت توی اعداد باشه چه توی کارها و چه توی هر چیز دیگه ای!

این اولین بخش از نمادشناسی و معناگرایی اعداد مقدس ماسون ها بود. انشالله در آینده بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.

چه روزها که یک به یک غروب شد... نیامدی!

چه بغض ها که در گلو رسوب شد ... نیامدی!

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

خدایمان دوباره سنگ و چوب شد... نیامدی!

برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم ...نه ...

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی !

تمام روزهای هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح... ظهر... غروب شد... نیامدی!


جهت تعجیل در ظهور امام زمان صلوات !


موفق و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 1:50  توسط Black Shadow | 
درود.

خب دوستان حالا که ما فهمیدیم فراماسون ها چه کسانی هستند حالا بیاید ببینیم اصلا این مکتب دقیقا از کجا اومد و چی هستش؟ چرا توی این دیدگاه اینقدر به بنای خاصی اهمیت میدن؟ چرا اینقدر نماد گرایی رواج داره؟

بگذارید کمی به عقب تر برگردیم و ببینیم اصلا ریشه ماسون ها از کجا آغاز شد تا به پاسخ این پرسش ها برسیم!

سریال حضرت یوسف پیامبر را به خاطر دارید؟ مردی که از کنعان به مصر رفت و شد عزیز مصر. او بعد از مدتی خانواده ی خود را نیز به آنجا دعوت کرد و زندگی خوب و خوشی کنار هم داشتند اما داستان اینجوری نماند چرا که بعد از مرگ حضرت یوسف خانواده ی آنها که "بنی اسرائیل" نام داشتند مورد آزار و اذیت مصریان قرار گرفتند. بنی اسرائیل به معنای فرزندان فرزند خداوند هستند که برخی میگویند معنای معادلش کلمه ی عبدالله است! بعد از مدتی از بین خود بنی اسرائیل پیامبری با نام موسی به نبوت رسید و آنها را دوباره از مصر جدا کرده بو به سرزمین خودشان بازگردانید.

ماجرا از همینجا کلید میخوره! میدونید که مصر باستان یکی از بزرگترین کانون ها جادوگری و جن گیری در آن دوران بود و حضرت موسی هم به خواسته ی خدا با تمام جادوگران بزرگ آنها مقابله کرد! بنی اسرائیل که توی مصر بودند وقتی تمدن بزرگ و پیشرفته و از طرفی علم جادوگری مصریان رو دیدند به قول خودمون جو گیر شدند و شروع کردند یه ذره از اینطرف و اونطرف چیز یاد گرفتن. بعد از فرار کردن از مصر خداوند با حضرت موسی یه وعده ی 30 روزه گذاشت که حضرت موسی 30 روز بره توی یه غار و با خدا راز و نیاز کنه. وعده ی 30 روزه ی حضرت موسی بنا به خواست خدا شد 40 روز و و قتی حضرت موسی برگشت دید که مردمانش دارند گوساله میپرستند. نکته ی مهم اینجا بود که مردمان در غیاب حضرت موسی هرچی از مصر جادوگری و جن گیری یاد گرفته بودند توی یک آیین جدید با نام "کابالا" قرار دادنش. آیین کابالا آیینی بود که سرتاسر جادوگری و جن گیری درش وجود داشته و داره! شاید باور نکنید ولی این آیین الان یکی از ارکان اصلی فرماسون ها است!

بعد از مرگ حضرت موسی پیامبران دیگری آمدند اما نتوانستند این مردم گمراه رو به راه راست هدایت کنند تا اینکه حضرت سلیمان اومد. میدونید که حضرت سلیمان یکی از مهمترین ویژگی هاش این بود که به جن و انسان حکومت میکرد! وقتی حضرت سلیمان به پیامبری رسید سریعا تمام وسایل جنگیری و کتب و ... مکتب کابالا رو زیر تخت خودش در زمین دفن کرد.

حالا فکر کنم بتونیم کمی کلمه ی Mason رو رمز گشایی کنیم! اون معبد منظور معبد حضرت سلیمان است و اون رمزهای باستانی وسایل و کتبی هستند که حضرت سلیمان زیر تخت خود خاک کرد. چه باور بکنید و چه نکنید یکی از مهمترین اهداف Mason ها بازپسگیری معبد سلیمان است! حالا میخواید بدونید که معبد سلیمان کجا واقع شده؟ اورشلیم بعد از جنگ های بسیار زیاد بین کشورها و مردمان مختلف و البته جنگ های صلیبی و ... هنگامی که به دست مسلمان ها افتاد "بیت المقدس" نام گرفت... ! پس حالا میتونید حدس بزنید چرا اسرائیل اینقدر روی بیت المقدس حساس است؟

خیلی دوست داشتم بیشتر در مورد مکتب کابالا بحث کنیم ولی میدونم که توی بحث نمیگنجه. انشالله سر وقت یه بار کامل این مکتب رو بررسی میکنیم تا ببینیم از درونش چه چیزهایی بیرون میاد و ببینیم چقدر از نشانه های تبلیغ این مکتب اطراف ما زیاد است و ما بی خبریم! انشالله در مطلب بعدی در مورد نماد گرایی اعداد ماسون ها صحبت میکنم تا کمی بیشتر با این موضوع آشنا بشیم.

جهت سلامت و شادی قلب پاک امام زمان یه صلوات بفرستید.

موفق و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 1:2  توسط Black Shadow | 
درود.

خب عزیزان چه بخوایم و چه نخوایم یک سری وقایع در دنیای ما در حال وقوع هستند. باید قبول کنیم که همه ی ما داخل یک پازل بزرگ قرار گرفتیم. یک سری اتفاق که در عین حال که متناقض نما هستند ولی به شکل وحشتناکی به هم ربط دارند!

چرا اینقدر اعداد 9 و 11 و مضارب عدد 11 مثل 33 در اطراف و اتفاقاتی که شکل میگیرند زیاد شده است؟ آیا به نظر شما این موضوع چیز عجیبی نداره؟ چرا اینقدر نمادهای یک چشم زیاد شده؟ چرا اینقدر نماد ستاره ی پنج پر اطراف ما زیاد شده؟ چرا اینقدر اطراف ما از رنگ های قرمز و آبی زیاد استفاده و بحث میشه؟ اگر فکر میکنید همه ی این موارد اتفاقی هستند پس بعد از مدتی که با فراماسون و عقایدشون آشنا شدید حس میکنید که توی خوابی مثله خواب کارکتر نِو در فیلم ماتریکس بودید!

به نظرتون چرا جنگ لبنان 33 روز طول کشید؟ چرا 11 سپتامبر اتفاق افتاد؟ دقت کنید سپتامبر نهمین ماه میلادی هست! چرا کشور اسراییل توی طول و عرض 33 درجه قرار گرفته؟ چرا حمله به طبس در ایران در مدار 33 درجه ی زمین اتفاق افتاد در صورتی که تمام کارشناسان سیاسی و نظامی گفته بودند که باید برای حمله در کویر سمنان بنشینند!

خب بنده میخوام بهتون بگم که همه ی ما داخل یک بازی بسیار بزرگ قرار گرفتیم. میخوام حرفم رو براتون اثبات کنم.

شیطان و پرستش او از زمان خلقت انسان وجود داشت! دوستان عزیز دقت کنید که شیطان یک فرشته نبوده! شیطان از جنیان هست و اگر قرآن رو مطالعه کنید به این موضوع اشاره شده! ابلیس فرشته نبوده بلکه یک جن بسیار مهم در درگاه الهی بود!

قصد ندارم که داستان ها قدیمی که هزاران بار شنیدید رو براتون دوباره بازگو کنم ولی برای جمع آوری نمادها بازگو کردن این داستان لازمه:

داستان از اینجا شروع میشه که خدا انسان رو خلق میکنه و ابلیس به انسان تعظیم نمیکنه! شیطان به پای طاووسی میپیچه و به شکل مار وارد بهشت میشه و آدم و حوّا رو وسوسه میکنه! شیطان به انسان میگه از میوه ی این درخت بخورید تا عاقل و دانا بشید پس شیطان اسم اون درخت رو میذاره درخت "معرفت و دانش" ! شیطان برای گمراه کردن انسان به او گفت که خدا چون حسودی میکرد تو هم مثله خودش باهوش و دانا بشی بهت گفت از این درخت نخور! خب حالا اون درخت خاص الان دیگه به اسم درخت "معرفت و دانش" معروف نیست. یه اسم خیلی خاص تر بین مکاتب خاص داره که بهش میگن "درخت زندگی" !!! حالا متوجه میشید که منظور از درخت زندگی در فیلم avatar چی بود؟

در مورد اینکه درختی که انسان از اون خورد چی بود حرف ها زیاده اما این مکاتب میگن که این درخت، درخته سیب بوده! خب حالا اگر این فرض رو درست بذارید وقتی شیب رو به صورت افقی (دقت کنید افقی، عمودی رو نمیگما!!) ببریم چی توش میبینید؟ یه ستاره ی پنج پر!

خب حالا بذارید این دو نکته که پر رنگ کردم رو ببینیم چیه. گفتم شیطون به شکل مار وارد بهشت شد خب الان یکی از نشانه های شیطان و شیطان پرستان مار هستش! میوه ای که انسان خورد سیب بود و وسطش مثله ستاره هست پس ستاره هم براشون مقدسه البته بگذریم که اونا میگن ابلیس توی سیاره ی زهره زندگی میکنه و ... ! اون زمان که فرق بین ستاره و سیاره رو نمیدونستن میگفتن ستاره ی زهره!

حالا که ما داریم در مورد این موضوع ها بحث میکنیم بذارید زیاد دور نشیم و به عنوان یه مقدمه اصلا ببینیم فراماسون چی هستش؟

Mason به معنی بنا یا ساختمان هست و FreeMason یعنی بنای آزادی!!! Mason که به معنی بنا هست برخی ها اعتقاد دارند که منظورشون کاخ حضرت سلیمانه که حالا با درست یا غلط بودن این نظریه کاری نداریم و اما اینکه چرا این حرف رو میزنن در مطالب بعدی حتما متوجه خواهید شد! Masonery یه تشکیلات بزرگ جهانی هستش که البته از دید خیلی ها فقط خرافاته و وجود خارجی نداره اما چه بخوایم و چه نخوایم چنین تشکیلاتی وجود داره و یک بازی بزرگ رو شروع کرده که همه ی ما بخشی ازش هستیم! افرادی که عضو این تشکیلات هستند ماسون یا فراماسون نام دارن! حالا این تشکیلات بزرگ چه هدفی دارن؟ یکی از بزرگترین اهداف این گروه به سلطنت رسوندن شیطان یک چشم هست! بذارید بعدها به صورت کامل این موضوع رو براتون توضیح میدم ولی الان فقط برای اینکه کمی متوجه بشید بهتون میگم که یکی از نمادهای معروف فراماسون ها یک چشم هست! از دیدگاه قرآنی و روایات میخواید به موضوع نگاه کنیم؟ یکی از نشانه های آخر الزمان چیه؟ ظهور مردی یک چشم با نام "دجال" !!! خب پس یکی از وظایف اصلی فراماسون ها آماده سازی ظهور دجال هستش! به بیان راحت تر بهتون بگم که اینا قصد دارن به وسیله ی یک سری توطئه یک حکومت بزرگ و واحد جهانی و البته شیطانی ایجاد کنند.

ببینید دکتر جان-کولمن توی کتاب "300 کانون توطئه جهانی" در این راستا چی نوشته :

"دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر  و  سایر  اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری  جهانی  را  تشکیل  می دهند   که   از   باشگاه  رم ،    سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی   تا   سرسلسله ی   توطئه گران،   یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و  اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند."


خب پس تا به اینجا با ماهیت فراماسون ها آشنا شدید. برای فعلا تا همین حد کافیه. انشالله به زودی مطالب کامل تری  در موردشون براتون مینویسم تا آشنایی بیشتری پیدا کنید!


موفق و پیروز باشید.


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 1:30  توسط Black Shadow | 
درود.

شاید توی جهان امروز با وجود بسیاری دروغ ها و ستیزه جویی ها همه نسبت به اطلاعاتی که باورشون سخته بدبین شده باشند ولی قبول بعضی از این اطلاعات تنها نیازمند آوردن مدارک و کمی تیز هوشی است. قبل از هر حرفی از شما خواننده ی عزیز وبلاگ خواهش میکنم اعتقادات و تعصب های خودتون رو واسه چند لحظه گوشه ای بذارید و با چشمان باز و کاملا دقیق به مطالبی که مینوسم توجه کنید. من ازتون توقع ندارم که 100% مطالبی که میگم رو باور کنید اما همین که فقط یک دیدگاه و یک ذره فکری در این راستا براتون ایجاد بشه برای من کافیه. بنده هم قول میدم تا جایی که میتونم حرف ها و صحبت هام با دلیل و منطق باشه که قابل قبول قرار بگیره!

خب قبل از هر چیزی هدف از ایجاد این وبلاگ بررسی دیدگاهی به نام "فراماسون" یا "Mason" هست. قصد ندارم مطلب رو همین الان شروع کنم و اصلا هم قصد ندارم به یکباره همه چیز رو طوری بگم که شاید قابل فهم و هضم نباشه. هیچ عجله ای هم نیست... ما به آرومی مطالب رو میذاریم و جز به جز توضیح میدیم و همین که نگاه یکی از شما عزیزان هم نسبت به این موضوع عوض بشه برای بنده ی حقیر کافیه.

و خداوند رو شاکرم که دید من را باز کرد و باعث شد حق رو از باطل تشخیص بدم.


موفق و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 23:21  توسط Black Shadow |