X
تبلیغات
حقیقتی که بنای شیطان را ویران میکند - افسانه ی هیرام !
در این وبسایت سعی میشود که با پدیده ای به نام "فراماسون" بیشتر آشنا شویم.
درود.

امروز میخوایم یکی از افسانه های قدیمی و مشهور بین ماسون ها که کم کم به یک قانون میانشون تبدیل شد رو بررسی کنیم.

خب داستان حضرت سلیمان رو به یاد دارید؟ البته ماسون ها به ایشان King Solomon میگن که یعنی ایشان پادشاه بودن نه یک پیامبر و ایشان رو پادشاه واقعی اسراییل میدونن. خب بر طبق افسانه ی ماسون ها قبل از زمانی که حضرت سلیمان با ملکه ی صبا آشنا بشه ایشان تصمیم میگیرن که برای فرماندهی خودشون توی اورشلیم یک کاخ بزرگ بسازن تا شکوه و عظمتشون رو به جهانیان نشون بدن برای همین از یک هنرمند و بنای فوق العاده حرفه ای با نام "هیرام" (Hiram Abiff) برای ساخت این بنا کمک میگیرند. حالا این هیرام کی هستش؟ Marsengill در نوشته ای با نام Legend Of Hiram Abiff اینجوری مینویسه که هیرام پسر یک زن بیوه بود که در اسراییل زندگی میکرده و حضرت سلیمان بخاطر زبردستیش او رو مامور ساخت کاخ خود میکنه. در آن زمان هر بنا به نسبت اهمیت درجه ی خود مبلغی را دریافت میکرد که تنها سه درجه نیز بیشتر وجود نداشت. درجه ی اول استاد بناد بود و درجه ی دوم کمک استاد بود و درجه ی سوم هم کارگر ساده و هر درجه نام رمزی برای خود داشت که در پایان هر روز کاری با بیان آن نام مبلغ حقوق خود رو دریافت میکردند.

یک روز یکی از بناهای درجه پایین میاد پیش هیرام و بهش میگه که کار شما بسیار عالی هستش اما دستمزد ما خیلی کمه و ما میخوایم اسم رمز شما رو بدونیم تا بتونیم مبلغ بیشتری دریافت کنیم. هیرام هم که مرد خیلی خوبی بوده از گفتن کلمه ی رمز خودداری میکنه. مرد هم در جواب میگه اگر رمز رو نگی زندگیت به خطر میفته چون بقیه ی کارگران ساده تصمیم گرفتند شما رو شکنجه کنند تا اسم رمز رو بگید و اگر نگید به قتل خواهید رسید و ... ! خلاصه هیرام توسط این افراد به قتل میرسه و تکه تکه میشه.

بعد از مدتی حضرت سلیمان متوجه غیبت هیرام میشه و 9 نفر از افراد رازدار و امین رو مامور پیدا کردن هیرام میکنه که این افراد دستکش سفید به نشانه ی بی گناهی در دست میکنند و بعد از مدتی جسد تکه تکه شده ی هیرام رو پیدا میکنند و نزد حضرت سلیمان میارن و حضرت سلیمان هم تکه های جسدش رو بهم میچسبونه و هیرام دوباره زنده میشه! (منبع: The Legend of Hiram Abiff, the Lost Word of Masonry, and the Toledoth Jesu )

خب حالا که این افسانه رو فهمیدید باید بدونید که در نشست های رسمی ماسونری افراد حتما باید دستکش سفید به دست کنند! حالا متوجه میشید چرا Mario دستکش سفید دستش بود! چرا Tom And Jerry دستکش سفید داشتند و چرا Sonic هم این قاعده را رعایت میکرد! اگر بگویید این موضوع اتفاقی است واقعا عجیبه! برای مثال Mario یک لوله کش بود و برای یک لوله کش پوشیدن دستکش سفید خیلی خیلی احمقانه است چون در کودکانه ترین طرز فکرها هم این دستکش زود کثیف میشود!

تصمیم گیری با شماست! آیا به نظرتون ما از دوران کودکی بازیچه ی تفکرات Masonic بودیم یا اینکه همه ی اینها تنها افکار غلط است و کاملا اتفاقی هستند؟ درست فکر کنید و تصمیم گیری کنید.


با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد / یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟

آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟ / صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد؟

برای ظهور امام زمان صلوات!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 17:52  توسط Black Shadow |